درباره وبلاگ ![]() به وبلاگ ما خوش آمدید. ****************************************************** می خواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که : * پدر تنها قهرمان بود. * عشــق، تنـــها در آغوش مادر خلاصه میشد. *بالاترین نــقطه ى زمین، شــانه های پـدر بــود. *بدتـرین دشمنانم، خواهر و برادر های خودم بودند. *تنــها دردم، زانو های زخمـی ام بودند. *تنـها چیزی که میشکست، اسباب بـازیهایم بـود. * و معنای خداحافـظ، تا فردا بود...! &*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&*&* دوستتون داریم:امیـــــــــــر&نرگس موضوعات آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
عشق، ممنــــــــــــــــــوع!
جمعه 29 شهريور 1392برچسب:, :: 14:3 :: نويسنده : امیر و نرگس
گاهی دلت از کسایی میگیره که فکر می کردی با تمام
آدمهای کنارت فرق دارن !
خودشون … دنیاشون … زندگیشون …
و بعد ازمدتی می فهمی که دنیایی ندارن
که بخوان به خاطرش زندگی کنن(!)
این آدما وجودشون توی
ذهنتم زیادیه چه برسه تو زندگیت ! !***
![]() نظرات شما عزیزان:
|
|||
![]() |